مقاله کار و تلاش از دیدگاه حضرت على (علیه السلام) | پایگاه خبری آتیه کار

مقاله کار و تلاش از دیدگاه حضرت على (علیه السلام)

مقاله کار و تلاش از دیدگاه حضرت على (علیه السلام)

چکیده / حضرت على علیه السلام ضمن دفاع از اصول و موازین دین مبین اسلام از کار و تلاش در مسیر احیا و آبادانى جامعه دریغ نکرد و مزارع و باغ‏هاى متعددى را احیا و آباد کرد.

در مدت خلافت‏ خویش نیز از کار غافل نگشت. در طول حیات خود اثرى گران‏بها به نام «نهج ‏البلاغه‏» را به یادگار گذاشت. در این اثر جاویدان بسیارى از آموزه‏هاى الهى، سیاسى، مذهبى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و… آمده است.

در این مقاله سعى شده است‏با بهره‏گیرى از نهج‏البلاغه و کتب مرتبط با آن و استفاده از اندیشه‏هاى برخى از متفکران، کار بررسى شود و با دیدگاه جامعه‏شناختى مقارنه و مقایسه گردد.

واژه ‏هاى کلیدى: کار، تقسیم کار، کار آزادانه و اجبارى، بیکارى، کارهاى شایسته، کارهاى ناشایست

۱٫ مقدمه
هر جامعه‏اى براى تداوم حیات و بقا به کار و فعالیت مردم و مسؤولان احتیاج دارد. نیاز به کار از قرون باستان وجود داشته است و هرچه مى‏گذرد، بر اهمیت آن افزوده مى‏گردد. کار قسمت اعظم از زندگى انسان را در بر مي گيرد.

به عقیده‏ ى بسیارى از متفکران اجتماعى و اندیشمندان اسلامى انسان موجودى اجتماعى است. انسان‏ها قسمت اعظم نیازها و احتیاجات خود را از طریق کار گروهى و اجتماعى تامین مى‏کنند. حضرت امیرالمؤمنین على علیه السلام، اندیشمند و پیشواى برجسته شیعیان و امت اسلامى کار و تلاش را با درایتى واقع‏بینانه بیان نموده است.

کار از مفاهیم مهم علم جامعه‏شناسى است. کار سرمایه و ذخیره‏ى ملى است و مى‏تواند به رشد تمدن کمک کند. اگر افراد جامعه‏اى به طور نسبى بتوانند کار و شغل مناسب به دست آورند و شغل آنان متناسب با استعدادها، توانایى‏ها و علائق آنها باشد، زمینه براى نوآورى، ابتکار، رشد و پیشرفت در ابعاد اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جامعه به وجود مى‏آید. برعکس اگر زمینه‏هاى اشتغال و کار در جامعه محدود و تقاضا براى کار بسیار باشد، به تدریج‏بیکارى افزایش مى‏یابد. گسترش بیکارى منجر به آسیب‏ها و پیامدهاى ناگوار در جامعه مى‏شود.

۲٫ تعریف کار
از نظر لغوى کار به معناى فعل و عمل و کردار انسان است و در اصطلاح، کار فعالیتى است نسبتا دائمى که به تولید کالا یا خدمات مى‏انجامد و به آن دستمزدى تعلق مى‏گیرد.

به عقیده‏ى بعضى از صاحب‏نظران در تعریف کار به نوع خاصى از کار توجه نشده است; بلکه کار را در مفهوم عام سرچشمه‏ى انباشت ثروت و سرمایه و نهایتا رشد و شکوفایى جوامع تلقى کرده‏ اند.

پولکس فن (۱) مى‏گوید:مردم سرچشمه ثروت‏هاى منقول بوده و افزایش ثروت از کار و زحمت آنها ناشى مى‏شود. (۲)
از نظر برخى از اقتصاددانان لیبرال از جمله کلسن کار عبارت است از: استفاده‏اى که انسان از نیروهاى مادى و معنوى خود در راه تولید ثروت یا ایجاد خدمات مى‏کند. (۳)
بر اساس این تعریف فعالیت و کار به طور عمده از طریق هدف‏ها و ارزش محصولى که تولید شده معین مى‏گردد; به عبارت دیگر کار زمینه را براى تولید و افزایش خدمات ایجاد مى‏کند.
به طور کلى کار عبارت است از:
مجموعه عملیاتى که انسان با استفاده از مغز، دست‏ها، ابزار و ماشین‏ها براى استفاده‏ى عملى از ماده روى آن انجام مى‏دهد و این اعمال نیز متقابلا بر انسان اثر مى‏گذارد و او را تغییر مى‏دهد. (۴)

بر اساس تعریف مذکور کار داراى سه خصوصیت است:
نخست، کار مبتنى بر فعالیت فکرى و بدنى است;
دوم، از طریق کار، کالایى تولید مى‏شود یا خدمتى عرضه مى‏گردد;
سوم، در قبال انجام کار، دستمزدى پرداخت مى‏گردد.
در اندیشه ‏ى حضرت على علیه السلام مى‏توان به صورت استنباطى کار را چنین بیان نمود: کار عبارت است از تلاش و کوشش انسان‏ها براى آماده کردن زاد و توشه‏ى آخرت در دوران زندگى در دنیاى مادى.

حضرت على علیه السلام مى‏فرماید: فعلیکم بالجد و الاجتهاد، و التاهب، و الاستعداد، و التزود فى منزل الزاد; (۵) بر شما باد به تلاش و کوشش، آمادگى و آماده شدن و جمع آورى زاد و توشه‏ى آخرت در دوران زندگى.

از دیدگاه على علیه السلام در جامعه یکى از حقوق اولیه‏ى مردم این است که همه حق دارند، شاغل باشند. کار کوچکى و بزرگى ندارد; مگر با توجه به کارى که انجام مى‏دهند و هرکس اعم از مرد و زن پاداش کار خود را خواهد دید.

۳٫ ارزش و اهمیت کار
یکى از معیارهاى مهم براى پیشرفت و سعادت جوامع توجه به شکل، نوع و کیفیت کار و فعالیت است. در برخى از جوامع بین اشکال کار یدى و فکرى تمایزاتى وجود داشته است. کارهاى یدى و فیزیکى فاقد ارزش بود و معمولا این فعالیت‏ها وکارها به اقشار پایین جامعه واگذار مى‏شد. براى مثال در شهرهاى یونان باستان و در اروپاى قرون وسطى و در جوامع کاستى (۶) چنین چیزى وجود داشته است; در حالى که در برخى از جوامع و ادیان الهى و آسمانى عموما به کار و فعالیت و به ویژه کارهاى فیزیکى توجه فراوان مى‏شده است. پیامبران الهى خود بر کار و فعالیت تاکید داشته و خود به آن مى‏پرداختند.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله قبل از بعثت گوسفندچرانى مى‏کرد و با مال و سرمایه‏ى خدیجه علیها السلام تجارت مى‏نمود. حضرت موسى علیه السلام نیز گوسفند چرانى مى‏نمود. حضرت ابراهیم علیه السلام به کارهاى چوپانى و بنایى اشتغال داشت و حضرت ادریس علیه السلام خیاط و حضرت نوح علیه السلام نجار بوده است. (۷)

در زمینه‏ ى احترام و بزرگداشت کار و تلاش مفید و سودمند حضرت رسول صلى الله علیه و آله صرفا به تمجید و تعریف نپرداخته است. بلکه دستى را مى‏بوسد که از کار ورم کرده و پینه بسته است و مى‏فرماید:این دستى است که خدا و پیامبرش آن را دوست دارند. (۸)

حضرت محمد صلى الله علیه و آله باز مى‏فرماید: خداوند بنده‏ى باایمان پیشه‏ور را دوست دارد و هیچ‏یک از شما غذایى گواراتر از دسترنج ‏خود نخورده است. (۹)
علاوه بر پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله ائمه‏ى اطهار علیهم السلام هر کدام به کار و فعالیت مى‏پرداختند. پس از رسول اسلام، امیرالمؤمنین علیه السلام از هرکس متواضع‏تر بود. در امور خانه به همسر خویش کمک مى‏کرد و شخصا به کار و تلاش در مزرعه مى‏پرداخت.

با کلنگ زمین را مى‏کند و آن را شیار و آبیارى مى‏کرد و بارهاى هسته‏ى خرما را روى شانه مى‏گذاشت و به صحرا مى‏برد و بر زمین مى‏فشاند و اگر یک دانه‏اى از آن بر زمین مى‏افتاد، خم مى‏شد و آن را بر مى‏داشت و مى‏فرمود: امروز هسته است و فردا خرما. (۱۰)

حضرت على علیه السلام در طول عمر خویش علاوه بر رسالت زمامدارى و امامت‏به کارهاى زراعت و باغبانى مى‏پرداخت و درآمد آن را صرف فقرا و یتیمان و اقشار پایین جامعه مى‏نمود. در مورد اهمیت و ارزش کار و تلاش مى‏گوید: کشیدن سنگ‏هاى گران از قله‏هاى کوه، نزد من از منت دیگران کشیدن محبوب‏تر است. مردم به من مى‏گویند: کار براى تو عیب است و حال آن که عیب آن است که انسان دست‏سئوال نزد مردم دراز کند. (۱۱)

در اندیشه و مرام امام على علیه السلام کار از تقدس و احترام خاص برخوردار است; به همین رو مقرر داشت که برترى بعضى از مردم بر برخى دیگر صرفا بر اساس کار و فعالیت‏باشد; نه حسب و نسب موروثى و امتیازات قبیله‏اى و عشیره‏اى، چنان که گفت: «پاداش هرکس در قبال هر کارى است که انجام مى‏دهد. »
و در این ‏باره چنان سخت گرفت که معروف شد، على یاور هر کسى است که کار مى‏کند و دشمن آن کسى است که به گدایى مى‏پردازد. (۱۲)

۴٫ ملاک‏ها و معیارها در انتخاب شغل و کار
در مورد انتخاب شغل و کار نظرهاى گوناگونى مطرح شده است. برخى از صاحب‏نظران معتقدند که افراد در انتخاب شغل آزادند و برخى انتخاب شغل را با ساختار اقتصادى و اجتماعى جامعه مرتبط مى‏دانند. حال سئوالات ذیل مطرح مى‏شود: آیا انتخاب شغل با آگاهى همراه است‏یا نه؟
آیا انتخاب شغل و کار بر اساس جبر است‏یا اختیار؟
آیا انتخاب شغل تصادفى است‏یا نه؟
آیا انتخاب شغل آگانه‏است‏یا ناآگاهانه؟
آیا انتخاب شغل عقلانى است‏یا بر اساس عواطف و احساسات؟
از دیدگاه برخى از محققان انتخاب شغل امرى تصادفى است و افراد به‏صورت شانسى شغلى را انتخاب مى‏کنند; در مقابل عده‏اى عامل اراده را در این امر مهم مى‏دانند.

بعضى از صاحب‏نظران از جمله آدامز (۱۳) ۱۹۵۷م اظهار مي ‏دارد:
انتخاب شغل افراد بر اساس آگاهى و تامل صورت مى‏گیرد; در حالى که به نظر فروید (۱۴) کار و فعالیت و انتخاب شغل به طور ناآگاهانه انجام مى‏شود به‏عبارت دیگر عامل اجبار و فشار و اضطراب باعث مى‏شود تا افراد هرکدام کارى را انتخاب کنند. (۱۵)

یکى از ملاک‏ها و معیارهاى حضرت على علیه السلام پیرامون کار و انتخاب شغل آگاهى داشتن و شناخت لازم به کار است; زیرا کار توام با آگاهى در مسیر زندگى و ترقى افراد نقش مؤثر دارد; چنان که ایشان مى‏فرماید: فان العامل بغیر علم کالسائر على غیر طریق فلایزیده بعده عن الطریق الواضح الا بعدا من حاجته و العامل بالعلم کالسائر على الطریق الواضح; (۱۶) عمل کننده بدون آگاهى چون رونده‏اى است که بیراهه مى‏رود. پس هرچه شتاب کند، از هدفش دورتر مى‏شود و عمل کننده از روى آگاهى، چون رونده‏اى بر راه راست است.

هم چنین على علیه السلام مى‏فرماید: اذا ارتایت فافعل; (۱۷) هر گاه نظر و تامل کردى، عمل کن (یعنى در هر کارى نخست‏باید فکر کرد; آنگاه انجام داد).
از نظر على علیه السلام اخلاص از ملاک‏ها و معیارهاى دیگر در کارها و فعالیت‏ها است. على علیه السلام فرمود:
خیر العمل ما صحبه الاخلاص; (۱۸) بهترین عمل آن است که با اخلاص همراه باشد.
باز مى‏فرماید: صلاح العمل بصلاح النیة; (۱۹) صلاح و درستى عمل به خالص بودن نیت است.
از این سخنان چنین استنباط مى‏شود که اخلاص در عمل یکى از شرایط مهم در زندگى انسان‏ها به‏ویژه در زمینه‏ى کار و فعالیت است; زیرا عمل خالص علاوه بر نفع شخصى و مادى براى افراد، داراى منافع اخروى است; هم چنین در اصلاح و گرایش مردم و جامعه به سوى کمال و سعادت دنیوى و اخروى نقش ارزنده دارد.

۵٫ کار از دیدگاه‏هاى فیزیولوژى و روان‏شناسى
از این منظر وضعیت فیزیکى، اندام‏ها، ماهیچه‏ها، دستگاه‏هاى تنفسى، عصبى و جز اینها در ارتباط با کار و تلاش مورد توجه قرار مى‏گیرد. موضوعاتى که در این دیدگاه مطرح است، عبارتند از:
۱- تاثیر محیط کار بر قواى انسانى;
۲- توانایى ارگانیسم انسان بر محیط کار;
۳- توانایى‏هاى بدنى انسان.
در این زمینه که چه عاملى باعث‏خستگى در محیط کار مى‏شود و با چه راه‏کارهایى مى‏توان خستگى را در محیط کار کاهش داد، على علیه السلام مى‏فرماید:
قلیل مدوم علیه خیر من کثیر مملول منه; (۲۰) کار اندک که به آن ادامه داده شود، بهتر از کار بسیار است که خستگى آورد (از کار زیاد و خستگى‏آور پرهیز کنید که نشاط و نوآورى را سلب مى‏کند).
باز مى‏فرماید: دل‏ها همانند بدن‏ها، خسته و افسرده مى‏شوند; پس براى آنها لطایف حکمت‏آمیز و جالب برگزینید. (۲۱) از این مطلب استنباط مى‏شود که با ایجاد تنوع و نوآورى در محیط کار مى‏توان از ملامت و خستگى جلوگیرى کرد و زمینه‏هاى رضایت را فراهم نمود.

۶٫ کار آزدانه و غیر آزادانه (اجبارى)
بررسى‏هاى به عمل آمده حاکى از آن است که در مواردى کار موجب استثمار و از خود بیگانگى (۲۲) انسان مى‏گردد.
اگر انتخاب کار، ناصحیح و با فرد ناسازگار باشد، آثار مضرى خواهد داشت. چنانچه کار براى فردى که آن را انجام مى‏دهد، امرى خارجى تلقى شود، در معناى خاص کلمه، از خود بیگانه ‏کننده است.

برخى از کارهاى از خود بیگانه ‏کننده عبارتند از:
۱- کارها و فعالیت‏هایى که به نوعى سلب‏کننده‏ى شخصیت افراد باشد;
۲- کارى که فرد علاقه‏مند به آن نباشد;
۳- کارى که فرد از روى اختیار و آزادى انجام ندهد;
۴- کارهایى که فرد در پایان روز به‏مانند برده از آن فرار مى‏کند و براى وى مفید نباشد;
۵- کارهایى که خم و راست‏شدنى بیش نیستند.
از نظر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بر پایه دو عامل آبادى و عمران زمین و پاداش عادلانه براى کار مى‏توان جامعه‏اى سالم بنا نهاد. ایشان از کار فاقد اختیار و رضایت نهى مى‏کرد و به مسئولان و زمامداران توصیه مى‏کرد، در امور و فعالیت‏ها مردم را مجبور نسازند.

یکبار مردم یکى از ایالات به نزد وى آمده، گفتند: در سرزمین آنها نهرى بوده که گذشت روزگار مجراى آن را خراب کرده و اگر از نو حفر و ترمیم گردد، براى آنها درآمد و سود زیادى خواهد داشت. آنان از على علیه السلام خواستند که به فرماندار خود در آن سرزمین دستور دهد که مردم آنجا را براى کمک در ترمیم و نوسازى نهر تخریب شده مجبور سازد. ایشان حفر مجدد نهر را پذیرفتند; ولى با مجبور ساختن مردم براى چنین امرى مخالفت کردند.

امام على علیه السلام به عامل خود به نام قرظة بن کعب چنین نوشت:
… از من خواستند که به تو بنویسم که آنان را به کار وادار کنى و مردم را براى حفر نهر گردآورى…. به نظر من کسى را نباید به کارى که نمى‏خواهد مجبور ساخت. آنان را به نزد خود بخوان، اگر نهر آن چنان باشد که تعریف کرده‏اند، هرکسى که بخواهد کار کند، او را به کار بخوان و نهر باید از آن کسانى باشد که کار کرده‏اند; نه کسانى که در آن شرکت نجسته‏اند…. (۲۳)

مجبور ساختن افراد براى انجام کارها امرى ناشایست است. آن کارى صحیح است که افراد با میل و علاقه انجام دهند.
چنان که آمد، على علیه السلام کار اندکى را که با اشتیاق تداوم یابد، بهتر از کار فراوانى شمرده‏است که رنج آور باشد.
کار باید بر اساس آزادى و میل باشد، نه اجبارى و حتى نباید در کارى سودمند، مردم را اجبار کرد. فعالیت‏ها و کارهاى اجبارى پیامدهاى ذیل را به همراه دارد:
نخست، کارهاى غیر آزادانه از شکوفایى استعدادها و توانایى‏هاى انسان جلوگیرى مى‏کند و زمینه‏ى رشد، نوآورى، ابداع و ابتکار افراد را تقلیل مى‏دهد.
دوم، ارزش انسانى افراد را کاهش مى‏دهد;
سوم، کارهاى اجبارى نوعى توهین به آزادى انسانى است;
چهارم، فعالیت‏هاى تحمیلى توهین و اهانت‏به خود کار و عمل مى‏باشد.
امام على علیه السلام آزادى و اجبار در کار را از دو منظر مورد توجه قرار داده است:
اولا، کار اجبارى را حتى در امور عام المنفعه و سودمند مقبول ندانسته است; زیرا فعالیت‏هاى اجبارى به فقدان شکوفایى، نزول ارزش انسانیت و اهانت‏به آزادى و کار منجر مى‏گردد;
ثانیا، منافع و درآمد و سودى را که به دست مى‏آید، سهم آنانى مى‏داند که به کار و فعالیت پرداخته‏اند.
از نگاه على علیه السلام افرادى که در عمل و کار کوتاهى و سستى کنند، پیامدهاى سوئى برایشان است. آن حضرت فرمود: من قصر فى العمل ابتلى بالهم; (۲۴) کسى که در عمل کوتاهى کند، به غم و اندوه دچار شود.
کار آزادانه شامل فعالیت‏هایى است که:
اولا بر استعدادها و توانایى‏هاى انسان مبتنى باشد;
ثانیا فرد به آن علاقه‏مند باشد;
ثالثا به شخصیت انسان خدشه وارد نکند;
رابعا به شکوفایى و ابتکار فرد منجر شود.

۷٫ کارهاى شایسته
در قرآن مجید آیات متعددى راجع به کار و فعالیت وجود دارد. یکى از اهداف مهم اسلام در جامعه انجام کار و اعمال شایسته است.
ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات کانت لهم جنات الفردوس نزلا; (۲۵) کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کرده‏اند، در بهشت فردوس منزل خواهند یافت.
ان هذا القران یهدى للتى هى اقوم و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا; (۲۶) این قرآن خلق را به راست‏ترین و استوارترین طریق هدایت مى‏کند و مومنان را که کارهاى شایسته مى‏کنند، به اجر و ثواب عظیم بشارت مى‏دهد.
در دین مبین اسلام کار و شغل به انواع ذیل تقسیم‏بندى شده است:
۱- کارهاى واجب: شامل کار کردن به منظور تامین احتیاجات شخصى و خانواده و کارهایى که در صورت قصور و انجام ندادن، وقفه در فرایند زندگى اجتماعى و جامعه ایجاد مى‏کند;
۲- کارهاى حرام: کارهایى که شارع مقدس آن را براى جامعه مضر و زیان‏آور مى‏داند; مانند خمرسازى;
۳- کارهاى مستحب: شامل فعالیت‏هایى که به خیر و عمران جامعه منجر مى‏شود; مانند کمک به محرومان;
۴- کارهاى مکروه: فعالیت‏هایى که در اسلام نهى نشده و انجام دهنده‏ى آن مورد عقوبت قرار نمى‏گیرد; اما بهتر است که انجام نگیرد; مانند قصابى;
۵- کارهاى مباح: کارهایى که انجام دادن و ندادن آن تفاوتى نمى‏کند.

در اندیشه مولاى متقیان کارها و فعالیت‏ها به دو نوع عمده تقسیم مى‏شود:
۱- کارهاى شایسته; ۲- کارهاى ناشایست.
کارهاى شایسته شامل فعالیت‏هایى است که داراى خصوصیات ذیل باشد:
نخست، این که افراد با انجام آن به حق و خداوند نزدیک شوند; به عبارت دیگر کار زمینه‏اى براى ایجاد ارتباط بین مخلوق و خالق گردد. در این مورد امام على علیه السلام مى‏فرماید: افضل العمل ما ارید به وجه الله; (۲۷) برترین عمل آن است که به قصد نزدیکى به خدا انجام شود.

دوم، این که کارها منطبق و مبتنى بر موازین الهى و اسلامى باشد و شارع مقدس آن را براى سلامتى جامعه زیان‏آور ندانسته باشد. در این مورد على علیه السلام مى‏گوید: احسن الافعال ما وافق الحق; (۲۸) نیکوترین کارها آن است که موافق با حق باشد.

سوم، کارى در جامعه شایسته است که انجام دادن آن آسیب و انحراف فردى و اجتماعى به همراه نداشته باشد; به عبارت دیگر نه‏تنها به فساد و انحراف در جامعه منجر نشود; بلکه انسان را از خطا و اشتباه مصون نگه دارد و زمینه‏اى براى انجام صالحات و نیکى‏ها در فرد و جامعه گردد.
على علیه السلام فرمود: احسن الافعال الکف عن القبیح; (۲۹) نیکوترین کار باز ایستادن از کار زشت است.

چهارم، از خصوصیات کارهاى شایسته آن است که علاوه بر دارا بودن ویژگى‏هاى مذکور نیت و قصد انجام‏دهنده، خیر و براى صلاح و آبادانى جامعه باشد; زیرا هدف‏دار (نیت‏دار) بودن کار و تلاش باعث مى‏شود که مسیر و فرایند کار مشخص باشد و فرد و به تبع آن جامعه دچار سرگردانى و انحراف نگردد. على علیه السلام فرمود:
لایکمل صالح العمل الا بصالح النیة; (۳۰) شایستگى عمل کامل نمى‏گردد، مگر به شایستگى نیت.

پنجم، از مهم‏ترین ویژگى‏هاى کارهاى شایسته آن است که مناسب و حلال باشد. دین اسلام چنین کارهایى را براى فرد و جامعه مفید دانسته و برخوردار از آثار دنیوى و اخروى مطلوبى شمرده است. على علیه السلام فرمود:الحرفة مع العفة خیر من الغنى مع الفجور; (۳۱) شغل همراه با پاکدامنى از ثروت فراوانى که با گناهان به‏ دست آید، بهتراست. از این حدیث مى‏توان استنباط کرد که کار و فعالیت نباید به گناه و ستم و ضایع شدن حقى از کسى منجر گردد.

۸٫ کارهاى ناشایست
کارهاى ناشایست و ناپسند مبتنى بر ویژگى‏هاى ذیل است:
نخست، از ویژگى‏هاى کارهاى ناپسند و ناشایست آن است که انجام آن براى انسان، شرمندگى به همراه داشته باشد على علیه السلام فرمود: احذر کل عمل یعمل به فى السر و یستحى منه فى العلانیة; (۳۲) بپرهیز از هر کارى که در نهان انجام گیرد و در آشکار شرمندگى آورد.
از این حدیث این نکته استنباط مى‏گردد که آدمى باید از انجام دادن کارى که از علنى شدن آن شرم دارد، پرهیز کند.
کارى ناشایست است که وقتى از عامل آن سئوال شود، نه‏تنها فخر و مباهات نکند، بلکه احساس شرم و انکار نماید. امام على علیه السلام فرمود: احذر کل عمل اذا سئل عنه صاحبه، استحیى منه و انکره; (۳۳) از هر عملى که وقتى از صاحبش پرسیده شود، از آن شرم نموده، انکارش کند، دورى کنید.
دوم، خصوصیت دیگر کارهاى ناشایست این است که براى فرد و جامعه مضر و زیان آور باشد و پیامدهاى ناگوارى به بار آورد. این گونه کارها اگر گسترش یابد به تدریج کل نظام اجتماعى را از حیات متعادل خود خارج مى‏کند.

۹٫ تقسیم کار
از عهد باستان متفکران به تقسیم کار توجه کرده‏اند. یکى از اندیشمندان اجتماعى که در مورد تقسیم کار اظهارنظر کرده است، افلاطون است. بر اساس عقیده‏ى وى وجود جامعه‏ى طبقاتى الزامى است و علت نابرابرى‏هاى بین افراد تفاوت در استعدادهاى آنان است.
ارسطو شاگرد افلاطون اظهار داشته است که تقسیم کار براى حیات جامعه لازم است. وى افراد جوامع را به سه طبقه تقسیم مى‏کند که هریک کار و فعالیت‏خاصى را انجام مى‏دهند.

از نظر فارابى انسان موجودى اجتماعى است. انسان‏ها بسیارى از نیازهاى خود را به تنهایى و بدون تقسیم کار نمى‏توانند، برآورده سازند. تقسیم کار علت عمده‏ى پیدایش اجتماعات و جوامع است و در پرتو تقسیم کار، جوامع پیشرفت مى‏کنند.

از دیدگاه امام على علیه السلام انسان موجودى اجتماعى است و براى حیات و استمرار و ثبات جامعه لازم است که هر فرد متناسب با استعداد و توانایى و مهارت خویش به کارى مشغول باشد; زیرا بسیارى از احتیاجات و نیازهاى مردم از طریق تقسیم کار و کار جمعى و گروهى بهتر و سهل‏تر برطرف مى‏گردد.
امام على علیه السلام فرمود: یرجع اصحاب المهن الى مهنتهم، فینتفع الناس بهم کرجوع البناء الى بنائه، و النساج الى منسجه، و الخباز الى مخبزه; (۳۴) صاحبان کسب و کار و پیشه‏وران به کارهاى خود باز مى‏گردند و مردم از تلاش آنان سود مى‏برند: بنا به ساختن ساختمان و بافنده به بافندگى و نانوا به نانوایى روى مى‏آورد.
ابن خلدون همانند فارابى تقسیم کار را علت عمده‏ى پیدایش جوامع دانسته است. وى مى‏گوید:

تقسیم کار این آثار را به بار مى‏ آورد:
۱- باعث افزایش مهارت افراد مى‏گردد;
۲- از اتلاف وقت و منابع مى‏کاهد;
۳- سبب ابداع، نوآورى و اختراع مى‏شود.

از منظر امیرالمؤمنین على علیه السلام تقسیم کار آثار مفید و مناسبى در جامعه ایجاد مى‏کند که به شرح ذیل است:
۱- همان طورى که اشاره شد، تقسیم کار سبب مى‏شود که بسیارى از احتیاجات و ضروریات زندگى افراد تامین گردد (۳۵).
۲- با تخصصى شدن کارها و تقسیم کار زمینه براى موفقیت و شکوفایى افراد و جامعه فراهم مى‏گردد; در صورتى که اگر افراد به کارهاى گوناگون بپردازند، ممکن است نه تنها موفقیتى کسب نکنند; بلکه ضمن اتلاف منابع و امکانات و به هدر دادن وقت از کارایى لازم برخوردار نگردند.

امام على علیه السلام فرمود: من اوما الى متفاوت خذلته الحیل; (۳۶) کسى که به کارهاى گوناگون بپردازد، خوار شده و پیروز نمى‏شود.
۳- یکى از وجوه تقسیم کار در جوامع تفکیک کار بین زنان و مردان است که ترن والد (۳۷) آن را «تقسیم کار اولیه‏» نامیده است.
حضرت على علیه السلام در زمینه‏ى تقسیم کار به تفکیک کار بین زن و مرد توجه داشته، امور خانه را به عهده‏ى زن و کارهاى خارج از منزل را به عهده‏ى مرد مى‏داند. هم چنین معتقد است که باید کارهایى به زنان واگذار شود که با روحیه و جسم آنها انطباق و سازگارى داشته باشد.

امام على علیه السلام فرمود: لاتملک المراة من امرها ما جاوز نفسها، فان المراة ریحانة و لیست‏بقهرمانة; (۳۸) کارى را که برتر از توانایى زن است، به او وا مگذار، که زن گل بهارى است، نه پهلوانى سخت کوش.

۴- یکى از آثار تقسیم کار جلوگیرى از اتلاف وقت و منابع و انجام امور براساس مدیریت و برنامه ‏ریزى است. تقسیم کار به سرعت در فعالیت‏ها و افزایش کارایى مي ‏انجامد.

در این مورد على علیه السلام طى نامه‏اى به حضرت امام حسن علیه السلام مى‏فرماید:
اجعل لکل انسان من خدمک عملا تاخذه به، فانه احرى الایتوالکوا فى خدمتک; (۳۹) کار هر کدام از خدمت‏کارانت را معین کن که او را در برابر آن کار مسئول بدانى. تقسیم درست کار سبب مى‏شود کارها را به یکدیگر وانگذارند و در خدمت‏سستى نکنند.

از این مطلب استنباط مى‏شود:
اولا تقسیم کار سبب مشخص شدن مسئولیت‏هاى افراد مى‏گردد و هر فرد به انجام کار بر اساس مسؤولیت و سمت‏خویش موظف است;
ثانیا تقسیم کار صحیح به بهبود امور و فعالیت‏ها و افزایش تولید مى‏انجامد;
ثالثا تقسیم کار از سستى و تنبلى افراد در کارها جلوگیرى مى‏کند و وجدان کارى را افزایش مى‏دهد.

۵- مطالب مذکور توجه امام على علیه السلام را به تقسیم کار در معناى کلى و در سطح جامعه نشان مى‏دهد. آن حضرت به تقسیم کار از نظر فردى و تاثیر آن بر زندگى خانوادگى و شخصى افراد نیز سفارش کرده است. مسلمان واقعى لازم است که ساعات شبانه روز زندگى خویش را به سه قسم طبقه‏بندى کند: یک قسم به عبادت و امور معنوى، قسمتى براى کار و فعالیت و کسب درآمد و قسمتى دیگر را براى استراحت و امور منزل.

امام على علیه السلام فرمود: للمؤمن ثلاث ساعات: فساعة یناجی فیها ربه، و ساعة یرم معاشه، و ساعة یخلی بین نفسه و بین لذتها فیما یحل و یجمل و لیس للعاقل ان یکون شاخصا الا فى ثلاث: مرمة لمعاش، او خطوة فى معاد، او لذة فى غیر محرم; (۴۰)

مؤمن باید شبانه روز خود را به سه قسمت تقسیم کند: زمانى را براى نیایش و عبادت پروردگار و زمانى را براى تامین هزینه‏ى زندگى، و زمانى را براى خود و لذت‏هایى که حلال و زیباست.

خردمند را نشاید جز آن که در پى سه چیز برود: کسب حلال براى تامین زندگى، یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذت‏هاى حلال.
مولاى متقیان سفارش مى‏کردند که کار و تلاش بر طبق برنامه‏ ریزى و روزانه صورت گیرد:
امض لک یوم عمله، فان لکل یوم ما فیه; (۴۱) کار هر روز را در همان روز انجام ده; زیرا هر روزى، کار مخصوص به خود دارد.

۱۰٫ رابطه ‏ى طبقات و اقشار با تقسیم کار
امام على علیه السلام در عهدنامه ‏ى معروف خود به مالک اشتر به وجود طبقات و اقشار در جوامع انسانى اشاره مى‏کند. در این مورد مى‏فرماید:
امور مردم جز با سپاهیان استوار نگردد و پایدارى سپاهیان جز به خراج و مالیات رعیت انجام نمى‏شود. با آن براى جهاد با دشمن تقویت گردند و براى اصلاح امور خویش به آن تکیه کنند و نیازمندى‏هاى خود را برطرف سازند. سپس سپاهیان و مردم، جز با گروه سوم نمى‏توانند پایدار باشند و آن قضات و کارگزاران دولت، و نویسندگان حکومت‏اند، که قراردادها و معاملات را استوار مى‏کنند و آنچه به سود مسلمانان است، فراهم مى‏آورند و در کارهاى عمومى و خصوصى مورد اعتمادند و گروه‏هاى یاد شده بدون بازرگانان و صاحبان صنایع نمى‏توانند، دوام بیاورند; زیرا آنان وسایل زندگى را فراهم مى‏آورند و در بازارها عرضه مى‏کنند و بسیارى از وسایل زندگى را با دست مى‏سازند که از توان دیگران خارج است. قشر دیگر، طبقه‏ى پایین از نیازمندان و مستمندان‏اند که باید به آنها بخشش و یارى کرد. (۴۲)

وجود نیازها و احتیاجات مختلف در طول زندگى افراد در جامعه ایجاب مى‏کند که طبقات و اقشار متعددى وجود داشته باشد تا بر اساس همکارى و تعاون نیازها برطرف شود. این تعاون و همکارى به گسترش «تقسیم کار» مى‏انجامد. هریک از انسان‏ها بر اساس استعدادها، توانایى‏ها، خصوصیات جسمانى و روحى و علائق به کارى مشغول مى‏گردند. طبقات و اقشار در تعارض و تضاد با یکدیگر نیستند; بلکه به تداوم و بقاى حیات اجتماعى و افزایش انسجام اجتماعى کمک مى‏کنند.
نیازهاى مختلف انسان از طرفى و عجز و ناتوانى آدمى در برآوردن همه‏ى آنها از طرف دیگر، همکارى مشترک انسان‏ها را موجب مى‏شود و عوامل مختلف مانند استعدادهاى مختلف انسان‏ها تقسیم کار را ایجاب مى‏کند و تقسیم کار به تشکیل طبقات اجتماعى مى‏انجامد و از رهگذر آن، نیازهاى انسان بر طرف و جامعه‏هاى انسانى از نابودى حفظ مى‏گردد. (۴۳)

على علیه السلام معتقد است که علاوه بر تقسیم کار در جامعه، انجام کارها و فعالیت‏ها و تولیدات زمانى مى‏تواند به طور مطلوب انجام شود که امنیت نسبى در جامعه به وجود آید و خلاف‏کاران و اوباش در جامعه توانایى انجام اعمال خلاف را نداشته باشند.

۱۱٫ بیکارى و کم کارى
بیکارى در طول ادوار تاریخ بشر به اشکال گوناگون وجود داشته است. در قرن معاصر نیز یکى از پدیده‏ها و مسائل بسیارى از کشورها به ویژه کشورهاى در حال توسعه بیکارى و کم کارى است.

در دوره‏ى زندگى حضرت على علیه السلام و صدر اسلام گرچه پدیده‏ى مذکور متداول و حاد نبوده، ولى ایشان به این امر توجه کرده است. آن حضرت فرمود:
آفة العمل البطالة; (۴۴) آفت عمل بیکارى است (یعنى هرکه عادت به آن کرد هرگز کار نمى‏کند یا اگر کار کند، ناقص انجام مى‏دهد).
باز فرمود: من اطاع التوانى ضیع الحقوق; (۴۵) کسى که تنبلى و سستى پیشه کند، حقوق خویش و دیگران را ضایع مى‏کند.

بیکارى تحت تاثیر عوامل اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى در جامعه افزایش مى‏یابد. این عوامل عبارتند از: فقر، کمبود سرمایه و اندک بودن سرمایه‏گذارى در بخش‏هاى مختلف اقتصادى، فقدان آموزش، نبودن فرهنگ کار، فقدان تقاضا براى تولید کالاها، سستى و تنبلى افراد، فقدان مشارکت اجتماعى و…
گسترش بیکارى و کم‏کارى به تدریج آسیب‏ها و مشکلات اقتصادى و اجتماعى دیگرى را به همراه دارد که برخى از آنها عبارتند از: افزایش فقر و تهیدستى، گسترش انحرافاتى نظیر اعتیاد، فساد، تبعیض، تکدى‏گرى و جز اینها.

على علیه السلام از کسالت و تنبلى دورى مى‏جست و مرد عمل و کار بود و مردم را به کار و کوشش دعوت مى‏کرد و آنها را از بى‏حوصلگى و تن‏آسایى که موجب فقر و تهیدستى است، بر حذر مى‏داشت. (۴۶)

آن حضرت مى‏فرمود: هرگاه کسالت و ناتوانى با هم همراه شدند، از آنها فقر و تهیدستى متولد مى‏شود. (۴۷)
یکى از سفارش‏هاى مولاى متقیان به مردم کار کردن در زمان جوانى و میان‏سالى و قبل از پیرى و کهولت است; زیرا عمر انسان کوتاه و دوران جوانى و تحرک و فعالیت محدود است; لذا بایستى در دوران جوانى و میان‏سالى به کار و کوشش صحیح و شایسته پرداخت تا در دنیاى فانى توشه‏اى براى آخرت فراهم آید.
امیرالمؤمنین علیه السلام در این مورد مى‏فرماید: پیش از کشیدن بار سنگین حیات در سالیان پایانى زندگى و ورود به دار مشاهده‏ى نتایج عمر و قبل از دست دادن همه‏ى مشاعر و نیروهاى خود، کار و تکاپو کنید. (۴۸)

اى که دستت مى‏رسد کارى بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
سال دیگر را چه مى‏داند حیات
با کجا رفت آن که با ما بود یار
دیر و زود این شکل و شخص نازنین
خاک خواهد گشتن و خاکش غبار (۴۹)

۱۲٫ نظارت در کار
یکى از امور مهم، نظارت و کنترل بر کارها و فعالیت‏ها است. اگر نظارت بر کار به‏نحو مطلوب صورت گیرد، کاهش آسیب‏ها و افزایش کارایى‏هاى کارکنان، مدیران و زمامداران و نهایتا رشد و رونق اقتصادى و اجتماعى را به دنبال مى‏آورد.

نظارت در کار اقشار مختلف، مهم تلقى مى‏شود; اما به نظر مى‏رسد که نظارت بر فعالیت‏ها و کارهاى دو قشر بازرگانان و مدیران (زمامداران) ضرورى‏تر است.
چنان که حضرت على علیه السلام مى‏فرماید: اى گروه بازرگانان از خدا بترسید، به خریداران نزدیک شوید، با بردبارى و حوصله خود را از سوگند خوردن دور کنید و از دروغ بپرهیزید و از ستم بر کنار باشید و ستمدیدگان را یارى کنید و پیمانه و ترازو را به صلاح آورید، در کار مردم تقلب نکنید و در روى زمین فساد برپا ننمایید و تبه‏کارانه زندگى نکنید. (۵۰)

در مورد مدیران امام على علیه السلام مى‏فرماید:
به سبب مالیات، لباس تابستانى و زمستانى مردم و رزقى را که مى‏خورند نفروشید و چهارپایى را که با آن به کار مشغول‏اند، از دستشان نگیرید و بر احدى به جهت‏یک درهم تازیانه مزنید و روى دوپایش نگه ندارید. هیچ‏چیز از اثاث زندگى آنان را به فروش نرسانید; زیرا برنامه‏هاى ما آن است که با گذشت و اغماض از مردم مالیات بگیریم و توجه تو به آبادانى زمین بیشتر از جمع‏آورى مالیات باشد. (۵۱)
على علیه السلام هر روز خود به بازار کوفه مى‏رفت و از وضع خریداران و فروشندگان تحقیق مى‏کرد.

۱۳٫ نتیجه ‏گیرى
بر اساس مطالب و مباحث پیش‏گفته در مورد کار و تلاش، نتایج ‏به‏دست آمده، به شرح ذیل است:
۱- در اندیشه و سیره‏ى حضرت على علیه السلام کار و تلاش از مباحث مهم محسوب مى‏شود. یکى از حقوق اولیه‏ى مردم آن است که همه حق دارند، شاغل باشند و در برابر کار و کوشش خود مزد و پاداش مناسب دریافت کنند;
۲- حضرت على علیه السلام در طول عمر خویش علاوه بر حمایت از اسلام و امامت‏به کارهاى زراعت و باغبانى مى‏پرداخت و درآمد آن را صرف امور مسلمانان به‏ویژه محرومان و یتیمان مى‏کرد;

۳- یکى از وجوه تمایز و برترى برخى انسان‏ها بر بعضى دیگر، کار و تلاش است; زیرا کارها آثار دنیوى و اخروى به همراه دارد;
۴- ملاک‏ها و معیارهاى مهم در انتخاب شغل و کار عبارتند از: کار توام با آگاهى (آگاهى و شناخت نسبت‏به کار)، اخلاص در کارها (هدف‏دار بودن) ;
۵- با ایجاد تنوع و نوآورى در محیط کار مى‏توان از ملامت و خستگى جلوگیرى کرد;
۶- کار آزادانه عبارت است از کارى که بر علاقه، استعداد مبتنى باشد و به رشد شخصیت فرد منجر شود;

۷- ویژگی‏های کار غیرآزادانه (اجبارى) و موافق علاقه و رضایت انسان‏ها نبودن عبارت است از: جلوگیرى از رشد و شکوفایى استعدادهاى افراد، توهین به آزادى انسان، ممانعت از رشد و نوآورى و ابداع;
۸- کارهاى شایسته داراى این ویژگى‏هاست: نزدیک‏سازى انسان به سوى حق و خداوند، منطبق بودن با موازین الهى و اسلامى، مضر نبودن براى جامعه، منجر نشدن کار به آسیب و انحراف فردى و اجتماعى، انجام دادن کار با هدف صلاح و آبادانى جامعه، حلال بودن کار از نظر شرع;
۹- کارهاى ناشایست فعالیت‏هایى است که انجام دادن آن براى عامل، شرمندگى به همراه داشته باشد; هم چنین براى جامعه آثار و پیامدهاى ناگوار ایجاد نماید;
۱۰- تقسیم کار نقش مؤثر در استمرار، بقا و تعادل جامعه دارد;

۱۱- آثار تقسیم کار عبارت است از: تامین احتیاجات و نیازهاى زندگى فردى و اجتماعى، هموار شدن زمینه‏هاى موفقیت و شکوفایى فردى و شخصى و اجتماعى، همراهى با طبیعت متفاوت زنان و مردان، کاستن از اتلاف زمان و منابع;
۱۲- تقسیم کار در رشد استعدادها و توانایى‏ها و رفع نیازهاى فردى و اجتماعى نقش مؤثر دارد;
۱۳- تداوم بیکارى و کم‏کارى به سستى و تنبلى افراد جامعه مى‏انجامد و پیامدهاى سوء آن افزایش فقر و تهیدستى است;
۱۴- نظارت در کارها و فعالیت‏ها در جامعه مهم تلقى مى‏شود و لازم است نظارت و کنترل در کارها و مشاغل بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

پی‏ نوشتها:

۱٫ Pollexfen
۲) میک، رونالد، پژوهشى در نظریه‏ى ارزش – کار، ترجمه‏ى م. سوداگر، تهران، پازند، ۱۳۵۸، ص‏۲۲
۳) توسلى، غلامعباس، جامعه‏شناسى کار و شغل، تهران، سمت، چاپ اول، ۱۳۷۵، ص‏۹
۴) همان، ص ۱۰
۵) نهج‏البلاغه، ترجمه‏ى محمد دشتى، قم، انتشارات مشرقین، چ‏۵، ۱۳۷۹، صص ۴۴۷ و ۴۶۴ خطبه‏ى ۲۳۰/۹٫
۶٫ cast
۷) اقتباس از کتاب کار و حقوق کارگر، تالیف شریف قریشى، ترجمه‏ى ادیب لارى و محصل یزدى، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۶، صص ۶و۵
۸) جرداق، جر، امام على علیه السلام صداى عدالت انسانى، ج‏۱، ترجمه‏ى سیدهادى خسرو شاهى، قم، نشر خرم، چ‏۳، ۱۳۷۶، ص‏۱۷۲
۹) همان، ص‏۱۷۲٫
۱۰) برقعى قمى، سیدعلى اکبر، جلوه‏ى حق در سیرت مولاى متقیان امیرمؤمنان على بن ابى‏طالب علیه السلام، تهران، انتشارات حافظ، (بى‏تا)، ص ۵۵
۱۱) قریشى، شریف، کار و حقوق کارگر، ۱۳۶۶، ص‏۶
۱۲) جرداق، پیشین، ص ۲۳۵
۱۳٫ Adams
۱۴٫ Froid
۱۵) شفیع‏آبادى، عبدالله، راهنمایى و مشاوره‏ى شغلى و حرفه‏اى، تهران، انتشارات رشد، ۱۳۷۲، ص‏۹۳
۱۶) نهج البلاغه، پیشین، صص‏۲۸۵- ۲۸۴، خطبه ۱۵۴/۶
۱۷) غرر الحکم، ج‏۲، سیدحسین شیخ‏الاسلامى، قم، انصاریان، (بى‏تا)، ص ۱۰۴۳
۱۸) همان، ج‏۲، ص ۱۰۴۶
۱۹) همان، ص ۱۰۴۸
۲۰) نهج البلاغه، پیشین، صص ۷۳۷ و ۷۳۶، حکمت ۴۳۶، حکمت ۴۴۴
۲۱) سازمان امور ادارى و استخدامى کشور، پیام‏هاى ادارى از نهج‏البلاغه، تهران، چ‏۱، ۱۳۷۵، ص‏۵۵
۲۲٫ Alienation
۲۳) جرداق، پیشین، ج‏۱، صص ۲۳۶ و ۲۳۵
۲۴) نهج البلاغه، پیشین، حکمت ۱۲۲ و پیام‏هاى ادارى از نهج‏البلاغه، پیشین، ص ۵۳
۲۵) سوره کهف، آیه ۱۰۷
۲۶) سوره بنى‏اسرائیل (اسراء) آیه ۹
۲۷) غررالحکم، پیشین، ج‏۲، ص ۱۰۳۸
۲۸) همان، ص‏۱۰۳۹
۲۹) همان، ص ۱۰۳۹
۳۰) همان، ص‏۱۰۵۵
۳۱) نهج البلاغه، پیشین، صص‏۵۳۳ و ۵۳۲، نامه ۳۱/۹۱
۳۲) همان، نهج البلاغه، نامه ۶۹ و پیام‏هاى ادارى از نهج‏البلاغه، ص ۳۰
۳۳) غررالحکم، پیشین، ص‏۱۰۳۶
۳۴) نهج البلاغه، پیشین، حکمت ۱۹۹/۲ و۳
۳۵) نهج البلاغه، حکمت ۱۹۹/۲ و۳
۳۶) نهج‏البلاغه، پیشین، صص ۷۲۷و ۷۲۶، حکمت ۴۰۳
۳۷٫ Thurnwald
۳۸) همان، صص‏۵۳۷- و ۵۳۶، نامه ۳۱/۱۱۸
۳۹) همان، صص‏۵۳۷- ۵۳۶، نامه ۳۱/۱۱۹
۴۰) همان، صص‏۷۲۵- ۷۲۴، حکمت ۳۹۰
۴۱) همان، صص‏۵۸۵- ۵۸۴، نامه ۵۳/۱۱۵
۴۲) همان، ص‏۵۷۳، نامه ۵۳/۸
۴۳) برزگر کلیشمى، ولى الله، جامعه از دیدگاه نهج‏البلاغه، سازمان تبلیغات اسلامى، چ‏۱، ۱۳۷۲٫
۴۴) غررالحکم، پیشین، ج‏۲، ص ۱۰۴۳
۴۵) موسوى خراسانى، سیدحسن، «جوان‏»، قم، دار اهل البیت، ۱۳۷۸، ص‏۱۱، به نقل از بحارالانوار، ج‏۷۳، ص‏۱۶۰
۴۶) راشدى، لطیف، فرزند کعبه، تهران، نشر سبحان، چ‏۱، ۱۳۷۶، صص ۱۶۶- ۱۶۵
۴۷) همان، ص ۱۶۶ به نقل از وسایل الشیعه، چ قدیم، ج‏۲، ص‏۲۴
۴۸) جعفرى، محمدتقى، ترجمه و تفسیر نهج‏البلاغه، ج‏۱۳، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ۱۳۶۲، ص‏۲۴۶
۴۹) سعدى
۵۰) جرداق، پیشین، ج‏۲، ص‏۲۳۹
۵۱) همان، ص‏۳۴۰

منبع: گنجینه معرفت

نویسنده: اصغر محمدى

 

مطالب مرتبط:

My title
تمامی حقوق مطالب وب سایت اختصاصی پایگاه خبری آتیه کار می باشد.

طراح سایت: سایت ستاپ Sitesetup