قوانین مالیاتی به سه پایهٔ مالیاتی اصلی تقسیم شدهاند و گسترش پایههای مالیاتی نیز بر مبنای همین سه عنصر است: مصرف، دارایی، درآمد.
بر اساس فرهنگ اقتصادی برخی کشورها، هر کس پسانداز کند، به جامعه خدمت کرده است. افراد با پسانداز، امکان سرمایهگذاری و رشد و توسعه را فراهم میآورند. به همین دلیل، کاهش مصرف و پرهیز از خرید کالاهای تجملی توصیه میشود. در این کشورها برای پوشش مالیات و هدف قرار نگرفتن تولید، مبنای وصول مالیات را بر مصرف میگذارند. مالیات بر ارزش افزوده از این نوع است.
پایهٔ دوم، پایهٔ دارایی است که بعضی از مصادیق آن در ایران وجود دارد، مثل مالیات بر ارث و سرمایه. از آنجا که طول عمر خانمها بیشتر از آقایان است، خانمهایی که زودتر تنها میشوند ممکن است سالها بدون همسرشان زندگی کنند. در چنین حالتی، اطلاع از قواعد مربوط به ارث که بخشی از آن احکام اسلامی است و بخشی قانون و مقررات مالیات، فوقالعاده مهم است.
پایهٔ درآمد، سومین پایه است که بخشی از آن، مالیات بر حقوق است. این مالیات به صورت غیرمستقیم از حقوق افراد استخدامی کسر میشود. مالیات کسبوکار و مالیات بر خود و مالیات درآمد جزء پایههایی است که با گسترش موجهای کارآفرینی یا کسبوکارهای خرد و خانگی و کوچک هر کسی باید قواعد و مقرراتش را بشناسد تا بتواند مالیات بهینه پرداخت کند. افراد در دنیای مدرن و زندگی امروز باید در وهلهٔ اول بدانند فعالیتهایشان جزء کدام یک از شقوق درآمدی است و در چه مرحلهای، چگونه و با چه نرخی مشمول مالیات میشوند تا بهینهترین میزان مالیات را بدون تحمل جرائم و مجازات بپردازند.
سواد مالی همان قدر که با فرار مالیاتی مخالف است، اجتناب مالیاتی را درست میداند. اجتناب مالیاتی یعنی شناخت ظرفیتهای قانونی برای پرداخت بهینۀ مالیات. در صورت وجود قانونهای شفاف، افراد میتوانند هزینههای خود را مدیریت کرده و با شناخت عمل کنند. باید اطلاعات و دانش به گونهای روشن شود که فرد قابلیت تجزیه و تحلیل و محاسبهٔ آثار را داشته باشد، یعنی آثار مالیاتی عملی را که میخواهد انجام دهد، محاسبه کند تا به حدی برسد که اظهارنامهٔ مالیاتیاش را به صورت حرفهای بدهد.
چکیده ای از گفت وگوی آکادمی هوش مالی با امیرحسن علی حکیم
رئیس اسبق شورای عالی مالیاتی کشور