آغاز بهار و سال جدید، فرصتی تازه برای شروع به دستیابی به اهداف و تبدیلشدن به نسخهی بهتری از خود است، اما بیشتر اوقات ما بهیک استراتژی و راهنما نیاز داریم؛ چیزی که بهما کمک کند به اهداف خود نزدیک شویم یا به آن برسیم. آیا شما هم برای ایجاد تغییراتی مثبت در زندگیتان برای سال جدید آمادهاید؟ آیا میخواهید انگیزه و راهکاری برای موفقیت و رشد در زندگی خود داشته باشید؟ آیا خلا یک راهنما یا کتاب انگیزهبخش برای موفقیت را در زندگی خود احساس کردهاید؟ صرفنظر از هدفی که دارید، خواه ارتقای شغلی باشد یا سبک زندگی سالمتر، کتابهایی وجود دارد که بهشما میآموزند چگونه به اهداف و زندگی خود بهطور موثرتری فکر کنید و چگونه استراتژی دقیقتری داشته باشید. ما در ادامهی این مطلب برخی از محبوبترین کتابهایی را که میتوانند در سال جدید برای موفقیت بیشتر، چراغ راهتان باشند، معرفی کردهایم. این کتابها توسط افراد موفقی همچون سیاستمداران و مدیران اجرایی مشهور تا روانشناسانی نوشته شده است که حرفهی خود را وقف مطالعهی موضوع خاصی کردهاند. این آثار مانند یک راهنما، دست شما را میگیرند و از تاریکی نجاتتان میدهند و به شما کمک میکنند رویاها و اهداف بزرگتر، سازندهتر و بهطورکلی زندگی بهتر و کاملتری داشته باشید و بهار امسال را با رویشی دوباره در افکار و زندگی شخصی خود شروع کنیدچی.
۱. اصول موفقیت
کتاب «اصول موفقیت» با عنوان انگلیسی «The Success Principles» اثر یکی از چهرههای بسیار محبوب دنیای خود پروری و موفقیت، جک کنفیلد است که اولین بار سال ۲۰۰۴ منتشر شد. کنفیلد تاکنون بیش از ۱۵۰ کتاب نوشته و ویرایش کرده است، هرسال چند میلیون دلار درآمد خالص به دست میآورد و با همسر و فرزندانش در ملک خود در کالیفرنیا زندگی میکند.
زمانی که کنفیلد شروع به کار کرد، زندگی متوسطی داشت؛ پدر و مادرش مجبور بودند سالانه ۸۰۰۰ دلار خرج کنند و زمانی که او به کالج رفت، برای تامین هزینههای زندگی خود در چند جا مشغول به کار کرد. زندگی او با ملاقات با مربیاش «دبلیو کلمنت استون» که یک میلیونر خودساخته است، کاملا تغییر کرد. او به کنفیلد هم یاد داد که چگونه به موفقیت و ثروت برسد.
شما نیز اگر بخواهید یک معمار پیشرو، یک روزنامهنگار برندهی جایزه، یک مولتی میلیونر شوید یا خانهی رویایی خود را بخرید، اگر اصول و روشهای کتاب «اصول موفقیت» را بهطور پیوسته هرروز به کار ببرید، میتوانید به هر چیزی که آرزویش را دارید، برسید. کنفیلد میگوید: «تنها کاری که باید انجام دهید این است که تصمیم بگیرید چه میخواهید، باور داشته باشید که شایسته آن هستید و اصول موفقیت را تمرین کنید.»
کتاب «اصول موفقیت» شصتوچهار اصل عملی و الهامبخش را که جک کنفیلد در سفرش برای تبدیلشدن به یک کارآفرین، نویسنده، مربی و سخنران موفق آموخته را در ۶ بخش ارائه میدهد. این اثر به شما کمک میکند طرز فکر خود را تغییر دهید و مسئولیت و کنترل زندگی خود را به عهده بگیرید و از جایی که هستید بهجایی که میخواهید، برسید.
پنج ایدهی اصلی کتاب «اصول موفقیت» عبارتاند از:
– شما فقط بر سه چیز در زندگی خود کنترل دارید؛ افکاری که در ذهن دارید، تصاویری که تجسم میکنید و رفتارهایی که انجام میدهید.
– قانون جذب که در ابتداییترین شکل خود بیان شده است، میگوید آنچه در مورد آن فکر میکنید، دربارهی آن صحبت میکنید، شدیدا به آن اعتقاد دارید و در مورد آن احساس میکنید، آن را به واقعیت تبدیل خواهید کرد.
– یکی از راهبردهای عالی برای موفقیت این است که طوری رفتار کنید که انگار همانجایی هستید که میخواهید باشید.
– دنیا برای آنچه میدانید به شما پول نمیدهد، بلکه بهاندازهی کاری که انجام میدهید برای شما ثروت و موفقیت به ارمغان میآورد.
– اگر میخواهید موفقتر شوید، باید از دور باطل انکار کردن خارج شوید و با آنچه در زندگیتان کارساز نیست روبهرو شوید.
در بخشی از کتاب «اصول موفقیت» میخوانیم:
«مغز شما برای حل هر نوع مشکل و رسیدن به هر هدفی که به آن میدهید. طراحی شده است. کلماتی که در موردشان فکر میکنید و بهطور واقعی آنها را به زبان میآورید بر بدن شما تاثیر میگذارند ما آن را در کودکان نوپا میبینیم وقتی کودکی نوپا بودید هیچچیز جلودار شما نبود تصور میکردید میتوانید از هرجایی بالا بروید هیچ مانعی آنقدر بزرگ نبود که نتوانید بر آن غلبه کنید. اما کمکم احساس شکستناپذیری تحت تاثیر سو استفادههای جسمی و احساسی اقوام خانواده، دوستان و معلمان از شما رخت بربست تا زمانی که دیگر باور نکردید که میتوانید.
شما باید مسئولیت حذف عبارت من نمیتوانم را از واژگان خود به عهده بگیرید. در دههی هشتاد در همایش آنتونی رابینز شرکت کردم که در آن یاد گرفتم روی آتش راه بروم وقتی شروع میکنیم همه میترسیم که مبادا نتوانیم این کار را انجام دهیم، نکند کف پاهایمان بسوزد.»

کتاب اصول موفقیت اثر جک کنفیلد
۲. تفکر سریع و آهسته
کتاب «تفکر سریع و آهسته» با عنوان انگلیسی «Thinking, Fast and Slow» اثر برندهی جایزهی نوبل در علوم اقتصادی، دنیل کانمن است که اولین بار سال ۲۰۱۱ منتشر شد. دانیل کانمن، برای کار مهم خود در روانشناسی که مدل عقلانی قضاوت و تصمیمگیری را به چالش میکشد، از نظر بسیاری بهعنوان یکی از مهمترین متفکران جهان شناخته میشود. این اثر برندهی جایزهی کتاب لس آنجلستایمز ۲۰۱۱، نامزد جایزهی ساموئل جانسون ۲۰۱۲، نامزد مدال اندرو کارنگی ۲۰۱۲ شد و جزو یکی از ده کتاب برتر سال مجله نیویورکتایمز قرار گرفت.
آیا تابهحال داستان یک استاد شطرنج را دیدهاید که از کنار یک بازی خیابانی میگذرد و با یک نگاه سریع به تخته، به دو بازیکن میگوید که سفیدها در سه حرکت مات خواهند کرد؟ یا در مورد پزشکی که با یک نگاه به بیمار میتواند تشخیص دقیقی از بیماری او بدهد چطور؟ داستانهایی مانند این میتواند برای بسیاری از ما معجزهآسا به نظر برسد. این متخصصان از نظر ما احتمالا نابغه هستند، درست است؟ به نظر خودمان ما نمیتوانیم چنین پیشبینیهای دقیق و هوشمندانهای داشته باشیم، اما به گفتهی نویسنده ما میتوانیم و ما تقریبا هرروز این کار را انجام میدهیم؛ ما این کار را زمانی انجام میدهیم که میدانیم رئیسمان پس از یک مکالمهی تلفنی عصبانی است، یا وقتی متوجه علائم ظریفی میشویم که ماشین جلوی ما خطرناک رانندگی میکند و باید عقب بایستیم.
وقتی این قضاوتهای آنی را انجام میدهیم از شهود خود استفاده میکنیم. اما، شهود ما چیست؟ چگونه توسعه مییابد؟ چگونه از آن برای تصمیمگیری استفاده کنیم؟ اینها تنها تعدادی از سوالاتی است که در کتاب «تفکر سریع و آهسته» به آنها پرداخته شده است. درواقع کتاب «تفکر سریع و آهسته» دربارهی این است که چگونه دو سیستم «شهود و تفکر آهسته» قضاوت ما را شکل میدهند و چگونه میتوانیم بهطور موثر از هر دو استفاده کنیم.
کانمن با استفاده از اصول اقتصاد رفتاری، ما را راهنمایی میکند که چگونه در موقعیتهایی که خطر زیادی برایمان دارد، بیشتر تامل نماییم و از اشتباهات دوری کنیم. ایدههای او تاثیر عمیقی بر بسیاری از زمینهها ازجمله تجارت، پزشکی و سیاست داشته است.
کتاب «تفکر سریع و آهسته» سرشار از بینش و جذاب، طیف وسیعی از موضوعات را پوشش میدهد و دههها کار پیشگامانه در زمینهی روانشناسی را در بر میگیرد. این سیستم با توصیف «سیستمهای» اساسی که در تصمیمگیری انسانی دخیل است، آغاز میشود؛ سیستم سریع، شهودی، بیدردسر و عاطفی و سیستم دوم آهسته، مشورت-محور و منطقگرا.
اگر مستعد تصمیمگیری عجولانه هستید که گاهی پشیمان میشوید یا احساس میکنید آنقدر خسته هستید که نمیتوانید زمان زیادی را برای بررسی مزایا و معایب انتخابهای خاص صرف کنید، این کتاب قطعا ارزش مطالعه را برای شما دارد.
در بخشی از کتاب «تفکر سریع و آهسته» میخوانیم:
«میتوانید حافظه خود را طوری تنظیم کنید که نام پایتخت کشورهایی که با حرف ن شروع میشود یا رمانهای اگزیستانسیالیست فرانسوی را جستوجو کند وقتی در فرودگاه هیترو لندن ماشین اجاره میکنید احتمالا متصدی به شما یادآوری میکند که ما اینجا در سمت چپ جاده رانندگی میکنیم در تمام این موارد از شما خواسته میشود کاری انجام دهید که بهطور طبیعی اتفاق نمیافتد و شما متوجه خواهید شد حفظ توجهتان برای تداوم انجام این کارها حداقل نیازمند کمی تلاش است.
عبارت رایج توجه کنید مناسب چنین شرایطی است شما به میزان محدودی میتوانید توجه خود را به فعالیتهای مختلف اختصاص دهید ظرفیت توجه شما محدود است و اگر سعی کنید از این میزان فراتر بروید با مشکل مواجه خواهید شد. این نشانهای برای فعالیتهای تلاشگرانهای است که با یکدیگر تداخل پیدا میکنند به همین خاطر است که انجام همزمان چندین کار دشوار یا غیرممکن است.»

کتاب تفکر سریع و آهسته اثر دنیل کانمن نشر هورمزد
۳. اصول اساسی زندگی و کار
کتاب «اصول اساسی زندگی و کار» با عنوان انگلیسی «Principles: Life and Work» اثر ری دالیو اولین بار سال ۲۰۱۷ منتشر شد. موضوع اصلی کتاب این است که یافتن حقیقت بهترین راه برای تصمیمگیری است و منیت و احساسات، شما را از کشف حقیقت باز میدارد. دالیو در این اثر راههایی را برای افراد و سازمانها پیدا کرده است تا بهطور موثرتری تصمیمگیری کنند، به چالشها نزدیک شوند و تیمهای قوی بسازند.
بر اساس گزارش مجلهی آمریکایی فوربس، ری دالیو یکی از ۱۰۰ ثروتمندترین مرد جهان است. او سال ۲۰۰۷، نشانههایی را دید که با توجه به آن سیستم مالی ایالاتمتحده در حال فروپاشی بوده و یادداشتی را برای مشتریان و سیاستگذاران ارسال کرد تا آنها را در مورد این رکود قریبالوقوع هشدار دهد. او رکود بزرگ و سایر دورههای مشابه را از نزدیک مطالعه کرد و سپس استراتژی بریج واتر را بر اساس یافتههای خود استوار کرد. این تاکتیک جواب داد و زمانی که رکود در سال ۲۰۰۸ شروع شد، بودجه اصلی شرکت دالیو ۱۴ درصد درآمد سود کرد، درحالیکه بیشتر بازار بیش از ۳۰ درصد از بودجهاش را از دست داد.
دالیو در کتاب «اصول اساسی زندگی و کار»، اصولی را که منجر به موفقیت او شده را به اشتراک میگذارد. او کتاب را به سه بخش اصلی شامل سفر شخصی و کارآفرینیاش (زندگینامه)، اصولش دربارهی زندگی و اصولش دربارهی کار تقسیم میکند. برای کشف منحصربهفرد بودن رویکرد دالیو، فقط کافی است چند صفحه اول این کتاب را بخوانید. او خوانندگان را تشویق میکند که به همهچیز شک کنند و پیشنهاد میکند که آزاداندیشی رادیکال بهترین راه برای یادگیری است. او فرهنگ حقیقت و شفافیت رادیکال را در شرکت سرمایهگذاریاش، «بریج واتر» ایجاد نموده که در آن «شایستهسالاری ایده» را به کار میگیرد و در آن بهترین ایدهها، پس از بحث مداوم و پیدرپی بین افراد برابر بهکار گرفته میشود.
در بخشی از کتاب «اصول اساسی زندگی و کار» میخوانیم:
«فهمیدم همهی چیزهایی که اتفاق میافتاد قطع شدن ارتباط پول با طلا و کاهش ارزش پول رشد بازار بورس درنتیجهی آن قبلا هم به وقوع پیوسته بود و ارتباطات علت و معلولی منطقی آن باعث شده بود اتفاقاتی که در ادامه افتاد اجتنابناپذیر شود. من درک کردم که شکست من در پیشبینی این اتفاقات بدان علت بود که در اثر مواجهشدن با وقایعی که قبلا در عمرم ندیده بودم غافلگیر شدم. پیغامی که هستی به من میرساند این بود بهتر است چیزهایی که بر مردم دیگر و در زمانهای دیگر گذشته را بدانی و بفهمی، زیرا اگر این کار را نکنی ممکن است که اتفاقات مشابهی برای تو رخ دهد و آنوقت نخواهی دانست چگونه با آن کنار بیایی.»

کتاب اصول اساسی زندگی و کار اثر ری دالیو انتشارات پندار تابان
۴. هفت عادت مردمان موثر
کتاب «هفت عادت مردمان موثر» با عنوان انگلیسی «Seven Habits of Highly Effective People» اثر استفان ریچاردز کاوی اولین بار سال ۱۹۸۹ منتشر شد و بسیاری آن را یکی از الهامبخشترین و تاثیرگذارترین کتابها در مورد موفقیت شخصی میدانند که تاکنون نوشته شده است. این کتاب از زمان انتشار بیش از ۲۵ میلیون نسخه فروخته و به ۳۸ زبان ترجمه شده است.
همهی ما عادتهایی داریم که برخی از آنها عادات خوب و برخی بد هستند؛ در بسیاری از مواقع، ما از عادات خود بیاطلاع هستیم، گاهی آنها را بهعنوان ویژگیهای تغییرناپذیر شخصیت خود میدانیم، اما گاهی اوقات هم ممکن است کاملا از وجودشان بیخبر باشیم. این عادات ممکن است برای همهی اطرافیان شما آشکار باشد، اما اگر عقب ننشینید و آنها را بررسی نکنید، متوجه میشوید که عادتهای خطرناکی دارید که بدون آگاهی کامل شما ایجاد میشوند.
هدف کتاب «هفت عادت مردمان موثر» تغییر اساسی در نحوهی درک و تفسیر شما از جهان، ایجاد تعادل بین اثربخشی شخصی و حرفهای است تا به شما کمک کند در تمام جنبههای زندگی خود به موفقیت برسید. در این کتاب پرفروش، کاوی چارچوب اثباتشدهی خود را برای دستیابی به موفقیت و شادی در تمام زمینههای زندگی شما به اشتراک میگذارد. درواقع او هفت عادت را که برای اثربخشی شخصی و حرفهای حیاتی هستند، شناسایی میکند و توصیههای عملی در مورد چگونگی ایجاد و بهکارگیری این عادات در زندگی روزمره ارائه میدهد. تمرین روزانهی اصول بیانشده در این اثر، به کسانی که آن را تمرین میکنند کمک خواهد کرد تا زندگی شاد، متعادل و موفقی داشته باشند.
کتاب «هفت عادت مردمان موثر» این ایده را بررسی میکند که ما جهان را بر اساس ادراکات و تعصبات خود میبینیم و اگر میخواهیم خودمان یا رفتارهایمان را تغییر دهیم، باید بتوانیم ادراکات خود را اصلاح کنیم؛ کاوی خوانندگان را به چالش میکشد تا به نقش خود در زندگی و اینکه چگونه میتوانند کنترل سرنوشت خود را در دست بگیرند، فکر کنند. او همچنین اهمیت همدلی، گوش دادن همدلانه، گوش دادن فعال و ارتباط موثر در روابط شخصی را آموزش میدهد.
در بخشی از کتاب «هفت عادت مردمان موثر» میخوانیم:
«آموزش اخلاقیات منش این بود که زندگانی مولی اصولی بنیادی دارد و مردم فقط در صورتی میتوانند موفقیت راستین و خوشبختی ماندگار را تجربه کنند که این اصول را بیاموزند و آن را بخشی از منش اصلی خود سازند. اما بلافاصله بعد از جنگ جهانی اول نگرش منش به چیزی تغییر کرد که میتوان آن را اخلاقیات شخصیت خواند. یعنی موفقیت به کنشی مربوط به شخصیت تبدیل شد به تصوری که عموم از شخص دارند، گرایشها و رفتارها و مهارتها و فنونی که به فرایندهای ارتباط انسانی جلا میدهد. این اخلاقیات شخصیت اساسا دو شیوه داشت یکی فنون روابط انسانی و روابط عمومی و دیگری گرایش ذهنی مثبت.»

کتاب هفت عادت مردمان موثر اثر استفان کاوی
۵. جادوی بزرگ زندگی خلاقانه با غلبه بر ترس
کتاب «جادوی بزرگ زندگی خلاقانه با غلبه بر ترس» با عنوان انگلیسی «Big Magic: Creative Living Beyond Fear» اثر نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی الیزابت گیلبرت است که اولین بار سال ۲۰۱۵ منتشر شد.
گیلبرت با ارائهی توصیههای عالی که سرشار از عشق به خود است، به ما میگوید که چگونه همهچیز درنهایت درست خواهد شد. او همچنین داستانهای بسیار جالب و در برخی موارد واقعا جادویی را با ما به اشتراک میگذارد که خواندن این اثر را سرگرمکنندهتر کرده است.
گیلبرت در کتاب «جادوی بزرگ زندگی خلاقانه با غلبه بر ترس» توضیح میدهد که مهم نیست که شما چه کسی هستید، یک وکیل، یک کارمند فروشگاه، یک مادر خانهدار یا یک کارگر ساختمانی، زیرا درهرحال شما یک انسان خلاق هستید. شما میتوانید در نحوهی لباس پوشیدن، نحوهی تربیت فرزندانتان، روشی که به دیگران نشان میدهید چقدر دوستشان دارید، در نحوهی آشپزی و کار خلاق باشید.
الیزابت گیلبرت با به اشتراک گذاشتن داستانهایی از زندگی خودش و همچنین داستانهایی از دوستانش و افرادی که الهامبخش او بودهاند، ما را به چالش میکشد تا کنجکاوی خود را در آغوش بگیریم، با آنچه بیشتر دوست داریم مقابله کنیم. این به شما میآموزد که چگونه با ترس کنار بیایید، چگونه بزرگ فکر کنید، شجاع باشید و از مهارتهای خود برای به وجود آوردن علایق و چیزهای جدید در زندگی خود استفاده کنید. به اعتقاد نویسنده، اولین و مهمترین اصل برای افرادی که به دنبال خلاقانه زیستن و دنبال چیزهایی هستند که باعث رضایت آنها میشود، آماده شدن برای زندگی شجاعانه است، زیرا تنها در این صورت میتوان «گنجینههایی را که در ما پنهان بوده را بیرون آورد».
اگر میخواهید کتاب بنویسید، هنر خلق کنید، با چالشهای کاری کنار بیایید، رویای دیرینه خود را دنبال نمایید یا صرفا زندگی روزمره خود را زندهتر و باارزشتر کنید، مطالعهی این اثر شما را به سفری اکتشافی پر از شگفتی و شادیهای غیرمنتظره میبرد. این کتاب اینگونه نیست که شما را تشویق کند که شغلتان را رها کرده و به دنبال نوعی شغل در یک زمینه خلاقانه بروید، برعکس، شما را تشویق میکند تا آن درخشش، آن جادو را در زندگی روزمره خود پیدا کنید.
در بخشی از کتاب «جادوی بزرگ زندگی خلاقانه با غلبه بر ترس» میخوانیم:
«دوستم سوزان به مدت ۲۵ سال اسکیت نکرد. وقتی نمیتواند بهترین باشد چرا باید خودش را به زحمت بیندازد؟ او چهلساله شد و بدون اشتیاق و بیقرار بود احساس یکنواختی خستگی و تنبلی میکرد. سپس به تعمق روحی پرداختکاری که اغلب افراد در جشن تولدهای مهم انجام میدهند. از خودش پرسید که آخرین باری که در درونش احساس سبکبالی، شادی و خلاقیت داشته چه زمانی بود. در کمال تعجب متوجه شد که دههها از آخرین باری که چنین احساسی داشت میگذرد. درواقع بار آخر چنین احساساتی را در نوجوانی تجربه کرده بود؛ زمانی که پاتیناژ اجرا میکرد. وقتی کشف کرد که خود را چنین مدت طولانی از جستوجوی زندگی دلخواهش بازداشته بود احساس وحشت کرد و کنجکاو بود که بداند آیا هنوز هم به آن علاقه دارد.»
به قلم : مریم زارع